تبليغاتX
اکروکس -

اکروکس

می ره که غروب کنه اسمون خاکستری دلم
یه صدای اشنا یه نوای دلنشین همراه با بوی عطرئی که مدتها اونا حس نکرده بودم
وای که چقدر دلم واسه این لحظات تنگ شده بودواسه اغوش گرمت . هیچ وقت خاطره اون روزئی که برای اولین بار دلم رااز دست دادم یادم نمی ره
بازم اومدی واین منم با یه دل شکسته بایه کوله بار تنهائی و با یه دنیا پشیمونی
, اره من خسته ام اما نه اونقدر که نتونم تو رو دوست داشته باشم اصلا می دونی چیه من این خستگی رو دوست دارم اخه حس می کنم این خستگی نیست بی تابی و بهونه گیری دلمه که همش واسه تو بهونه می گیره .....

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت6:21توسط سعید | |