تبليغاتX
اکروکس

اکروکس

می ره که غروب کنه اسمون خاکستری دلم
یه صدای اشنا یه نوای دلنشین همراه با بوی عطرئی که مدتها اونا حس نکرده بودم
وای که چقدر دلم واسه این لحظات تنگ شده بودواسه اغوش گرمت . هیچ وقت خاطره اون روزئی که برای اولین بار دلم رااز دست دادم یادم نمی ره
بازم اومدی واین منم با یه دل شکسته بایه کوله بار تنهائی و با یه دنیا پشیمونی
, اره من خسته ام اما نه اونقدر که نتونم تو رو دوست داشته باشم اصلا می دونی چیه من این خستگی رو دوست دارم اخه حس می کنم این خستگی نیست بی تابی و بهونه گیری دلمه که همش واسه تو بهونه می گیره .....

+نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت6:21توسط سعید | |

من فقط يه آدمم ،يه آدم که گاهي زيادي مهربونه گاهي زيادي حساسه و گاهي هم زيادي مغرور ، آدمي که دوست داره همه رو دوست داشته باشه و با همه زلال باشه اما افسوس که آدماي ديگه گاهي اين چيزا رو حس نمي کنن !! مهربونا همیشه مهربون بمونید و عاشق..., درکنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
حرف یکی به آخر :خدایا تو همونیی که من میخوام کمک کن تا منم همونی باشم که تو می خوای دوستت دارم .
حرف آخر : بی تو اینجا چه غریبانه شبی می میرم , نمیدونم چرا گاهی وقتا بی اختیار دلم می گیره نمی دونم چرا ولی یه جورایی از خودم
بدم می یاد آخه وقتائی فراموشش می کنم !! با وفا سر قولمون بمونیم

+نوشته شده در چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت20:35توسط سعید | |